تبلیغات
وبلاگ شخصی احسان عبداللهی - وقتی که حرف داری و داری خفه میشی

وقتی که حرف داری و داری خفه میشی

دوشنبه 17 خرداد 1395 02:27 ق.ظنویسنده : . .

 

نمیدونم ولی امشب جزء اون شبایی هستش که سنگینی حرف و فکر و خیال آوار شده روی من . از یک طرف عصبانی و از یه طرف دیگه ناراحت. از یه طرف دلتنگ و از طرف دیگه فکر و خیال.

اتفاقا خودم این حالت رو دوست دارم که دغدغه ای دارم و مجبورم به فکر کردن و تصمیم گرفتن و وفق دادن و تحمل کردن ! ولی یه وقتایی یه حرفایی رو نمیشه زد . باید بریزی تو خودت و شاید اینه که خیلی اذیت میکن. نمیدونم، شاید یه روزی از نوشتن این پست ها پشیمون بشم و شاید هم نه...

اما تنها جایی که حداقل میتونم حرفامو بیارم و مطمئن باشم تا مدت ها کسی اون رو نمیخونه همینجاست. حداقلش از قلبم میره به ذهنم و از اونجا میاد توی این وبلاگ.

سوالایی که ذهن آدم رو مشغول میکنه باعث میشه کلاهشو بذار بالاتر و راحت از یه سری چیزا نگذره. واقعا «ببینه» دور و برش چی میگذره. آدم آهنی نباشه.شاید زندگی یه دستگاه چند معادله چند مجهولی باشه که بینهایت جواب داره ولی هر مجموعه جواب منحصر به فرده. درسته معاله رو صفر میکنه اما با عدد های مختلف صفر میشه.

پراکنده گویی ها رو ببخشید.

پی نوشت۱:وب سایت های #کیمیسا و #مهندس کلاب تقریبا آماده شد و به امید خدا به زودی رسما اعلام میکنم.

پی نوشت۲: روز های آینده قصد دارم آلبوم ها و فیلم ها و کتاب هایی که این چند وقت اخیر خوندم و خوب بودن رو معرفی کنم .

پی نوشت نامربوط۳:#بیوتکنولوژی #شبیه_سازی مولکولی #طراحی سایت #برنامه نویسی #تولیدی #دارو_های_گیاهی، مباحث مربوطو نامربوط


آخرین ویرایش: - -

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.